دخترک ونوسی

خرید بک لینک
کلی گشتم یه جای خلوت خاک خورده پیدا کنم که کسی بهش سر نزنه جایی که از رونق افتاده باشه و مثه مور و ملخ توش آدم نریخته باشه و یه مشت احمق از خود راضی چپ و راست بقیه رو به باد تمسخر نگرفته باشن ! این روزا انقد شمار شبکه های اجتماعی و انبوه شلوغیاشون زیاد شده که حتی منتظری نفس کشیدنتم بین اونا فراموش کنی! میدونی اینجا خلوته مثه خودم مثه مغزم! مغزم این روزا! حدااقل میدونم دیگه کسی اینجا سر نمی زنه و مزاحم نمیشه که هرچی بنویسمو به باد نقد و استیضاح بگیره!!! میخواستم یه شعر بزارم شیش سال قبل نوشتمش وقتی تازه رفته بود یه حسی بهم میگفت یه روزی برمیگرده حتی اگه سال ها گذشته باشه یه روزی یه جایی تو یه خیابونی وسط شلوغی آدما و سر و صدای فکراشون حتما از کنار هم رد میشیم و یهو ! استپ میزنیم که وایسیم نگاه کنیم ببینیم درست دیدیم یا نه باز توهم زدیم! صدیقه بهم میگفت هیچ وقت شعراتو نزار تو وبت مخصوصا این شعرت ! منم قبول کردم نزاشتم ولی حالا خیلی از اون زمان میگذره به قیمت سال های جوونیم و شادابی بکر بودنم سالای عمرم رفتن و فقط یادگاریا موندن این یه یادگاریه خیلی قدیمیه از گذشته های خیلی دور دخترک ونوسی...

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: بعد از سال هشتم,بعد از سال اسب,بعد از سالها دیدمش, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 11:04

برگشت ... بعد این همه سال... بعد 6 سال ... اتفاقی پیدا کردیم همو! میگفت دو سال که برگشته ایران خیلی دنبالم گشته ، خیلی جاها رفته ، خیلی به قول امروزیا سرچ زده ولی من دیگه نبودم منم همون شیش سال قبل رفته بودم ... بعد اون همه دردسر ، یه عمل پیوند مغز استخوان، موندن تو کشورای خطرناک ... برگشته بود خودش بود خوده خودش خود شیش سال قبلش فقط یه ذره جا افتاده تر! یه ذره آقا تر ، مرد تر ... با همون ابهت همیشگی به همون اندازه موفق و مجلل! ولی من دیگه خودم نبودم ! من تو شیش سال قبل خودم جا مونده بودم یعنی اصن یادمم نمیومد خودمو کجا جا گذاشته بودم ... من یکی دیگه بودم داغون ! خراب! از دست رفته ! حتی روم نمیشد نگاهش کنم چی بهش میگفتم؟ چجوری باید میگفتم ؟ من خیلی وقت بود از دست رفته بودم ولی اون ... راستی هنوزم ازدواج نکرده بود ... با همون متانت همیشگی باید از خطاهای من میگذشت؟! اون متانت داشت! اون همیشه متین بود! حیای من کجا رفته بود؟ چقدر خودخواه و پرتوقع بودم من مثه همیشه ! چجوری میتونست چشاشو رو این همه خطا ببنده و بگه عزیزم جانم غصه نخوریا حالا دیگه هستم ، حالا دیگه خودم مواظبتم ؟!!!!! چجوری میت دخترک ونوسی...

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 11:04

صفحه بندی